غزل - هیچ غیر آه ندارم...

نگرد بیهده! یک سکه ی سیاه ندارم

به کاهدان زده ای ! هیچ غیر آه ندارم

 

 

جز اینکه هیچ ثوابی تمامِ عمر نکردم،

دگر  - به صاحب قرآن قسم - گناه ندارم!

 

خیالِ خیر مبر، من سرم به سنگ نخورده ست،

زِ توبه خسته شدم، حالِ اشتباه ندارم!

 

اگر به کشتنِ من آمدی چراغ نیاور،

که سالهاست به جز سایه ام سپاه ندارم

 

دو دست ، دورِ چراغم گرفته ام شبِ توفان،

خوشا خودم! که سری دارم و کلاه ندارم!

 

نه خورده ام زِ کسی لقمه ای ، نه بُرده ام از کس،

که خُرده بُرده ای از خیلِ شیخ و شاه ندارم


حسین جنتی
http://hosseinjannati.com
بازدیدها : 557
امیرحسین قادری : ۶ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۹:۴۷
که خُرده بُرده ای از خیلِ شیخ و شاه ندارم
عالی، و خوشا به حال وجدان آسوده شما.
ارسال دیدگاه