ترویج شعر سست، دست آوردِ ناگزیر

ترویج شعر سست، دست آوردِ ناگزیر

 

وقتی سازمان ها و نهادهای ایدئولوگ بر مبنای نهاده های فکریِ بخشنامه ای تلاش می کنند تا جلوی انتشارِ اشعار "غیر مرتبط" را بگیرند چیزی که باقی می ماند چند گزینه ی محدود و تهی دست خواهد بود. این به معنای یک برنامه ریزی دقیق و منسجم نیست، این دقیقا آشفتگی و بی نظمیِ آشکاری ست که گریبانِ شعر را گرفته است و تفاله ای سست از آن به جا گذاشته است.

ایدئولوژی نیازِ مبرم به هنر دارد و شعر هنری ست که می تواند فورا با توده های جامعه ارتباط برقرار کند ، پس جذبِ شاعرانِ "همراه" که اتفاقا شبیهِ "موبایل" همیشه بتوان آن ها را زیرِ بغل داشت امری مهم به نظر می رسد، چنانچه می بینیم بسیاری از کسانی که امروز "وزن" و "قافیه" را آموخته اند و می توانند ابیاتی در "تایید" و "تکریم" سرهم کنند از محبوبانند و از مواهب گوناگونِ "شِبهِ هنرِ" خویش بهره مندند.

در این میان گاه کسانی پیدا می شوند که استعدادکی هم دارند و البته دلشان نمی خواهد استعدادشان تماما در اختیار ایدئولوژی قرار بگیرد ، پس "خودشان" را در اختیار آن می گذارند، مثلا هستند شاعرانی که در  شعرشان اثری از همراهی با آرمان های انقلاب نیست، شعرِ آن ها یا "فاضل نمایی" ست یا به ظاهر "بدیع سرایانه" است . آن ها گهگاه در سخنرانی های یک دقیقه ایِ پیش از شعرخوانی از مفاهیم مهمی مثل "شهادت" ، "ولایت" ، "انقلاب اسلامی" و دیگر مفاهیم ارزشمند و مورد علاقه ی طیفِ انقلابی استفاده می کنند و بعد شعر عاشقانه می خوانند! بعد همان شعر ها را چاپ می کنند و از دخترکان دلبری می کنند، اینگونه، هم از مزایای همراهی با انقلاب بهره مند خواهند بود و هم از مزایای شهرت . دریغا سیستمی که نمی داند اینان ذره ای هم به مبانی و اعتقاداتِ ارزشمندش تعلق خاطر ندارند و در خلوت و جلوت عکسِ آن مفاهیم رفتار می کنند...

دسته ی دیگری از این شعرا هستند که همان اندک استعداد را هم ندارند و سال هاست فقط به دلیل " همدلی و همراهی" در جریانِ بازی هستند و هستند و هستند... همین امروز یکی از این آقایان را – که تصادفا دوستش هم دارم- در تلویزیون دیدم که در جمعِ اندکی از تظاهرکنندگانِ روزِ قدس در حالِ خواندنِ "شعارهای موزونِ" خود بود، به چهره ی مخاطبان نگاه می کردم و می دیدم که کمترین تاثری از شنیدنِ آن ابیات سست ندارند و اثری از هیچگونه احساسِ انسانی – خشم و هیجان و اندوه و شادی و...- در سیمایشان پیدا نیست. این نیست مگر به خاطر "سستی" شعر و بدا به حالِ کسی که حاضر است بعنوانِ عروسک در جایی که جای شعر نیست برود و نوشته های سبکِ خود را بخواند و خود هم بداند که کارش تا چه حد غیر حرفه ای و سبک است.

شعر اگر نتواند یکی از حواسِ انسانی را آزار بدهد و اگر اثرش در صورت شنونده و خواننده اش آشکار نشود هیچ نیست مگر کلماتی بی معنی و بیخود. در میانه ی این بلوا شعرِ درست و به سامان غریب است و گوشه نشین و سرکوب شده، اما همچنان مخاطبِ خویش را دارد و اگر "توان" داشته باشد در ذهن و زبانِ مردمش به یادگار خواهد ماند.


حسین جنتی
http://hosseinjannati.com
بازدیدها : 927
محمد اسماعیلی : ۱۸ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۷:۴۸
بسیار عالی جناب جنتی
بی طرف : ۱۸ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۸:۱۹
بسیار صحیح و قابل تامل نوشته اید
زهرا : ۱۸ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۸:۵۲
عالی بود
خلیل رحمانی : ۱۸ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۲۱:۲۰
_ بی نهایت درین برهوت شَتَک زده، به انسان‌هایی چنان شما، نیازمندیم
ادمین سایت : ۱۹ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۳۴
یکی از پیام ها به خاطر الفاظ توهین آمیز منتشر نشد اما فحوای آن این بود:
شما به فلانی حسادت می کنید و نه در شعر و نه در سواد ادبی و تحصیلات به او نمی رسید و قبلا هم به او فلان چیز را نسبت داده اید و ...
ارزیابی با مخاطبان است و متن پیام فقط به دلیل توهین به شاعر حذف شده است.
وجدان : ۱۹ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۳۹
امان از دروغگویی
کجای مطلب توهین داشت که با ادعای توهین پیام را سانسور کردید؟
واقعا به آخرت اعتقاد دارید و اینقدر بی محابا به افراد تهمت می زنید؟ هنوز پست دروغتان در مورد اضافه شدن کتاب های فاضل به منابع المپیاد ادبی در کانالتون وجود دارد. اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم؟!
آدم می تونه ادعای آزادگی داشته باشه اما واقعا آزاده زیستن کار خیلی سختی هست که در چنته بسیاری نیست...
محمد : ۱۹ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰۲:۰۱
نظر شما محترم است اما ، شعر درست کدام است ؟ و شاعر حقیقی کیست ؟ همان هایی که زیر بیرق جمهوری اند با اشعار سیار منقلب می شوند و آنهایی که مخالف اند با رهبر نابلد شما.شعر خشک و بی عاطفه شما قطعا شعر درست نیست
سادات : ۱۹ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۳۳
ما را به رندی افسانه کردند
پیران جاهل، شیخان گمراه
ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم
یا جام باده یا قصه کوتاه
آیین تقوا، ما نیز دانیم...
رامبیز رامیار : ۱۹ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۰۹
جناب جنتی عزیزسلام؛
آدمی دروغ و تظاهر را ز راست و راستی می شناسد،حتی عزیزانی که بارها دیده ام که ذیل مطالبتان قلم ناصحیح برداشته اند و البته به گمانم بدون آگاهی ی حتی مختصر در باب علم نقد...هرانچه در صراط مستقیم است می ماند...
رامبیز رامیار
محسن : ۲۱ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۴۴
بسیار عالی گفتید. جانا سخن از زبان ما میگویی
سید مهدی رفاهی : ۲۶ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۴۴
باسلام جناب جنتی
عشق جز تخلیه وتحلیه و تجلیه نیست
گاهی سخن از ادب و عشق و درک است
اما کسانی که در مراحل تخلیه خود ماندن با فرا گیری اوزان و چیندن کلمات تهی از هر فهم و در
درود برشما جناب جنتی از این فهم و نمک شاعرانه شما



مجیدسبزی : ۲۴ تیر ۱۳۹۷ ساعت ۰۱:۲۸
مثل همیشه کاملا به جاومنطقی.سرافرازباشید
محمود : ۳۰ تیر ۱۳۹۷ ساعت ۰۳:۴۳
لطفا از اینگونه متنها بیشتر بنویسید
مهدی فرد : ۳۰ تیر ۱۳۹۷ ساعت ۱۷:۲۴
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
شعرککی می‌سُرائید؛ منتها چنان که باید نیست! گوئیا گمان می‌کنید که شاعرید! چنین نیست! کمتر کبادّه‌ی علم و ادب به دوش بکشید!
توفیق رفیق راهتان باد.
سامان رنجبر : ۱۹ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰۱:۰۱
درود جناب جنتی عزیز
خدا شما و امثال شما شاعران شریف میهنم رو حفظ کنه ایشالا
همون دوست یا هوادار کاشانی شما
ارسال دیدگاه